ده دقیقهی اول با Cursor
اکثر آموزشهای Cursor از فهرست امکانات شروع میکنند. این نوشته از کاری که در ده دقیقهی اول باید بکنید شروع میکند.
قبل از هر چیز: انتظار درست
Cursor یک ادیتور است که یک مدل زبانی داخلش نشسته و کد شما را میبیند. قدرتش در «دیدن پروژه» است، نه در «دانستن همهچیز». هر چه پروژهتان مرتبتر و قواعدش صریحتر باشد، خروجی بهتری میگیرید.
حلقهی اصلی
سه میانبر، نود درصد کار:
| میانبر | کار |
|---|---|
Ctrl+L | گفتگو با Agent روی کل پروژه |
Ctrl+K | تغییر درجای یک تکه کد انتخابشده |
Tab | پذیرفتن پیشنهاد تکمیل |
پنج کار در ده دقیقه
۱. پروژهی واقعی خودتان را باز کنید، نه پروژهی نمونه. Cursor روی کد آشنا مفید است. با پروژهای شروع کنید که میدانید چه میکند، تا بتوانید خروجی مدل را داوری کنید.
۲. با Ctrl+L بپرسید این کد چه میکند. اولین کار نباید نوشتن باشد، باید فهمیدن باشد. جواب مدل به شما نشان میدهد چقدر از پروژه را میبیند.
۳. یک تغییر کوچک و مشخص بخواهید. «این تابع را به async تبدیل کن» بهتر از «کد را بهتر کن» است. درخواست مشخص، diff قابل داوری میدهد.
۴. diff را بخوانید و بعد بپذیرید. پذیرفتن بدون خواندن، بدترین عادتی است که میتوانید بسازید. diff را خط به خط ببینید.
۵. یک فایل AGENTS.md بسازید. قواعد پروژه را یک بار بنویسید تا در هر گفتگو تکرارش نکنید. همین یک فایل کیفیت خروجی را محسوس بالا میبرد.
اشتباه رایج شماره یک
پذیرفتن تغییرات بدون خواندن diff. Cursor خیلی سریع کد تولید میکند و همین سرعت وسوسهکننده است. عادت اول را درست بسازید: diff را بخوانید.
قدم بعدی
وقتی حلقهی بالا برایتان عادی شد، سراغ Rules و MCP بروید. آنجا جایی است که Cursor از «تکمیلکنندهی هوشمند» به «همکار» تبدیل میشود.
دیدگاهها
دیدگاهها بعد از بررسی تیم منتشر میشوند.
هنوز دیدگاهی منتشر نشده.
در حال بارگذاری…
دیدگاه شما بعد از تأیید نمایش داده میشود.
ثبت شد. بعد از تأیید نمایش داده میشود.